واقعا به چه فکر می کنی؟ یعنی هنوز نمی دانی که این روش ها هیچ گاه در طول تاریخ، هیچ دیکتاتوری را حفظ نکرده؟ می گفتند اهل مطالعه ای، روشنفکری، اهل بحثی... یا به ما دروغ گفتند یا تو به آن ها دروغ گفته بودی. هوشنگ اسدی درباره تو گفته بود که در زندان شعرهای فروغ را از بر می خواندی؟ تو از حامیان معدود علی شریعتی بودی؟ تو بودی که اهل تار زدن بودی؟ با اخوان ثالث شب شعر داشتی؟ من باور نمی کنم. مسعود بهنود گفته بود سال 65 تو اجازه دادی کتاب "از سیدضیا تا بختیار" اش مجوز بگیرد برای چاپ. همان کتابی که "خاتمی" هم اجازه چاپ اش را نداده بود. اما توخواندی و دستور دادی چاپ شود. مسعود بهنود هم دروغ گفته. یعنی نمی فهمم. مگر می شود اهل کتاب و مطالعه و ساز زدن و شعر خواندن و شعر گفتن و بحث های روشنفکری و ... باشی و بعد این طور؟ فروغ بخوانی و بعد با مرتضوی نشست و برخاست داشته باشی؟ با اخوان ثالث دم خور باشی و الان منصور ارضی گرمی بخش محافلت باشد؟ اصلا امکان ندارد.
مگر انسان در 50 سالگی چقدر می تواند تغییر کند؟ هر چه قدر هم بگویند "قدرت مطلق، فساد مطلق به همراه دارد" باز هم من نمی فهمم. هر چه قدر هم مشاوران نادان دور و برت جمع باشند، باز هم نمی فهمم. هر چه قدر نظرات واقعی مردم را به تو نگویند، باز هم نمی فهمم. مگر می شود آدمی این قدر تغییر کند؟ باور کن نمی شود.
در سایه رهبری ات در این 20 سال ما هم دچار توهم توطئه شدیم. مثل این که به زبان علمی می گویند پارانویا. بعضی می گویند دچارش شده ای. فکر می کنم با کمک صدا و سیما این مرض را همه گیر کرده ای. حالا من هم دچارش شده ام. فکر می کنم همه کسانی که از تو تعریف کرده اند و تورا نمونه آخوند روشنفکر نامیده اند، دروغ گفته اند.
خبر داری دیروز چه شد؟ خبرداری سگ های هار چه کرده اند با مردم؟ تصاویر را دیدی؟ دیدی چگونه از خون جوانان وطن لاله رویید؟ می دانی، روز عاشورا هم بود. مردم خوب گفتند یزید. مثل یزید شده ای الان. می زنی و می کشی و می گیری و می بندی، اما چه فایده؟ می دانم، می دانم که الان با خودت فکر می کنی چه باید کرد. این استیصالی که الان دچارش شده ای، برای تاریخ جدید نیست. پیش از تو هم خیلی ها دچارش شدند. صدام هم شد، چائوشسکو هم همین بلا بر سرش آمد... می گویند کتاب زیاد داری در کتاب خانه ات. برو خودت اسم بقیه را هم در بیار.
الان اما چه می خواهی بکنی؟ آمد، آآاحتمالا دستور خشونت بیشتر داده ای. این کار خودت را خراب می کند. کاری کن که لااقل در روزهای آخر حکومتت، نامی نیک از تو به یادگار بماند. آیت الله منتظری را دیدی؟ دیدی مردم چطور بدرقه اش کردند؟ بگذار، فرداها که می خواهند تاریخ دموکراسی را در این ملک اهورایی بنویسند، بگویند که آیت الله خامنه ای جلوی خشونت های بیشتر را گرفت. خشونت تنها، تو رو پیش تاریخ سرافکنده تر خواهد کرد. کمی فروع بخوان و بعد تصمیم بگیر، آقای خامنه ای.
1- حدود سه هفته از در به دری ام می گذرد.سه هفته است که مزاحم این دوست و آن دوست و در این شهر و آن شهر هستم. این سه هفته باعث شد تا واقعا قدردوستانم را بیش از پیش بدانم.دوستانی که متاسفانه نمی توانم نامی از آن ها ببرم.
این مدت اما جدا از تمام سخت هایش نکات جالبی هم برایم به همراه داشت. زمانی که کتاب خاطرات "لطف الله میثمی" را می خواندم، نکته ای توجهم را جلب کرد. وی نوشته بود که در زمان شاه، اعضای سازمان مجاهدین خلق که مخفی می شدند، خیلی راحت تر کارهایشان را پیش می بردند. آن زمان این جمله واقعا برایم نامفهوم بود، اکنون اما به خوبی معنای آن را دریافته ام.
2- در چند روز اخیر تعدادی از مطالب وبلاگم را که حذف شده بود، با کمک "گوگل" عزیز پیدا کردم و الان مشغول اضافه کردن آن ها به آرشیوم هستم. متشکر گوگل عزیز.
3- هفته ای که گذشت مملو بود از خوشی و ناراحتی. از سویی با خبر آزادی حجت شریفی و نفیسه زارع کهن وفریبا پژوه و به مرخصی آمدن عبدالله رمضان زاده و بهزاد نبوی خوشحال شدیم، اما از سویی دیگر ساعاتی قبل باخبر شدم که رشید اسماعیلی عزیز، عضو شورای سیاست گزاری سازمان ادوار و ازاعضای موثر لیبرال ها، بازداشت شده است. اکنون چه می توانیم بکنیم جز آرزوی آزادی برای رشید و بر افتادن بساط ظلم و جور و استبداد از میهن اهورایی مان؟
4- این مدت فرصت خوبی شد تا به طور سیتماتیک باز هم دست به مطالعه بزنم. یکی دو روزی است که برای سومین بار مشغول مطالعه کتاب "لیبرالیسم و محافظه کاری" دکتر بشیریه هستم و باز هم نکات جدیدی در آن کشف می کنم. دکتر بشیریه حق بزرگی بر گردن جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران دارد. "هر کجا هست، خدایا به سلامت دارش"
به نام خداوند جان و خرد
در حالی که جنبش سبز ملت ایران خود را برای قدرت نمایی در روزهای محرم، علیه کودتاچیان آماده می کرد، خبر درگذشت نابهنگام یکی از بزرگ ترین و روشن اندیش ترین مراجع تاریخ ایران فضای سیاسی کشور را تحت تاثیر قرارد داده است .
آیت الله منتظری نمونه ی کاملی از روحانیون آزادی خواه و مبارز بود که همواره در جهت ایجاد تحولی در حقوق اقلیت ها و زنان تلاش می نمود. سخنان ایشان مبنی بر برخورداری بهاییان از حقوق شهروندی، حق اقلیت های قومی کشور در تدریس و فراگیری به زبان مادری و تلاش برای احقاق حقوق زنان میهن، نمونه ای کوچک از تلاش های این روحانی عالی قدر است. آیت الله منتظری همواره در طول عمرپربرکتش در حال مبارزه با استبداد بود و تا روزهای آخر عمر خویش نیز از این مبارزه دست نکشید. اخلاق مداری در عرصه سیاست و تلاش برای پیوند میان اخلاق و سیاست از جمله تلاش های این فقیه عالی قدر بود. عدم سکوت در مقابل اعدام های سیاسی سال 67، خود گواه شجاعت و سلامت نفس مثال زدنی آیت الله منتظری بود.
تلاش های این روحانی آزادی خواه در راه دموکراسی و آزادی، البته برای وی بی هزینه نبود. برکناری از قایم مقامی رهبری و سپس هتک حرمت وتوهین به ایشان و نهایتا قرار دادن ایشان به مدت 5 سال در حصر خانگی، نمونه کوچکی از هزینه هایی است که این روحانی وارسته در راه اعتقادات خویش پرداخت. با وجود این هزینه ها، وی هرگز از اعتقادات خویش دست نکشید تا به همه ی مردم و هم لباس هایش نشان دهد که یک مبارز چگونه باید در راه اعتقادات خود تلاش نماید و به حق او سرمشقی برای دیگر مراجع و روحانیون است .
با آغاز حرکت سبز مردم ایران در اعتراض به کودتای 22 خرداد، نیز وی دوشادوش مردم ایران، به مبارزه با دولت کودتا پرداخت و تا روزهای آخر عمر خویش نیز حرکت در راه ملت را ادامه داد. مردم سبز ایران نیز از هر گروه و قومیت و جنس و مذهب، در مراسم تشییع ایشان شرکت کردند تا نشان دهند که به خوبی قدر زحمات همراهان ملت را می دانند.اکنون ضایعه درگذشت آیت الله منتظری، خسرانی است که به راحتی جبران نخواهد شد. نوع رفتار و سلوک ایشان می تواند سرمشقی باشد برای دیگر روحانیون و مراجع تقلید که همواره در کنار مردم باقی بمانند. حلقه لیبرال های گیلان، درگذشت آیت الله العظمی منتظری را به عموم مردم ایران، همراهان جنبش سبز و رییس جمهور موسوی تسلیت عرض می کند و امیدوار است که راه ایشان همواره پر رهرو باشد.
حلقه لیبرال های گیلان
30/09/88

هفته گذشته دو لابراتوار مربوط به تولید مشروبات الکلی توسط ماموران کشف و پلمپ شد.
این دو لابراتوار که در تربت جام و مشهد کشف شده است از جمله پیشرفته ترین لابراتوار های تولید مشروبات الکلی بوده است که به همت متخصصان داخلی و بدون داشتن مشابه خارجی ساخته شده است! دستگاه تقطیر کشف شده در این لابراتوار از جمله دستگاه هایی است که نمونه خارجی نداشته و اختراع داخلی بوده است.
بنا بر این گزارش، در این عملیات 800 لیتر کشمش تقطیر شده کشف شده که آماده استفاده برای تولید هزاران لیتر مشروبات الکلی بوده است. گفتنی است که مارک ها و بسته های بندی های مختلف با شکل و شمایل بسیار زیبا و با برندهای خارجی در این لابراتوار کشف شده است.
الان و در اوج این در به دری و آوراگی و بی پناهی و دقیقا وقتی عقربه های ساعت روی ۵:۱۸ صبح دوشنبه میخکوب شده اند و درست در همین لحظه، با لطف دوست عزیزی رمان "گربه" از نوشته های "هوشنگ اسدی" عزیز را خواندم و حسابی نئشه شدم. حرص خوردم، اشک در چشمانم جمع شد، به "موحدی" و "بهمنی" و "رضوان" فحش دادم و با "روای" نگران شدم و با "آبی" ترسیدم و لرزیدم و ... سرخوشی های "ماکان" و "خورشید" مرا به یاد روزهای خوش ابتدای دهه ۸۰ انداخت - دیده اید همه ما ایرانی ها، حتی وقتی تازه یاد می گیریم که حرف بزنیم، دچار نوستالژی هستیم؟ - و سخنان "رییس جمهور" طعم تلخی را به ذهنم آورد. ترس و فلج شدن ذهن و تردید و عصبانیت و خیانت و حس ناامیدی و ... همه و همه آن قدر ملموس اند برایت و آن قدر هم ذات پنداری می کنی که مثل خوره روحت را در انزوا می ورد و می تراشد. و چه عجیب بود که در این روزهای بی پناهی و در به دری و روزهایی که از "آبی" خودم، دورم باید چنین رمانی بخوانم...
این ادبیات لعنتی همیشه بهترین پناهگاه است برای فرار از همه دردها. به همه دوستان اهل کتاب پیشنهاد می کنم به هر شکلی که می توانید این کتاب را تهیه کنید و بخوانید...
پی نوشت: این هم وبلاگی که همان زمان برای معرفی این کتاب درست شده بود .
.jpg)
متاسفانه، آیت الله منتظری، از مراجع تقلید بزرگ شیعیان و همچنین از حامیان جنبش سبز مردم ایران، درگذشت. برای تحلیل ابعاد تاثیر فوت آیت الله منتظری بر جنبش سبز و حرکت مردم، باید کمی منتظر ماند.
دنبال کردن وقایع در سایت بالاترین:
>>> رویدادهای پس از فوت آیت الله منتظری
در همین زمینه:
>>> موسوی و کروبی دوشنبه را عزای عمومی اعلام کردند
>>> پیام تسلیت دانش جویان و دانش آموختگان لیبرال
>>> صفحه ویژه بی بی سی برای آیت الله منتظری
>>> علت مرگ آیت الله العظمی منتظری اعلام شد
>>> مانع تراشي براي دفن پيكر آيت الله العظمی منتظري در حرم حضرت معصومه
>>> زندگی نامه آیت الله منتظری
>>> مراسم عزاداري آيت الله منتظري در دانشگاه تهران
>>> پیام تسلیت دفتر آیت الله صانعی
>>> تدارك گسترده عمومي براي شركت در مراسم تشييع آيت الله منتظري
>>> اساتید حقوق دانشگاه شهید بهشتی کلاسهای خود را تعطیل کردند
>>> پیام تسلیت خاتمی
>>> پیام تسلیت آیت الله بیات زنجانی
>>> پيشنهاد برگزاري مراسم سوگواري در ميدان محسني تهران
>>> بيانيه انجمن روزنامه نگاران زن ايران
>>> حرکت مردم به سوی بیت آیت الله منتظری
>>> دستور العمل وزارت ارشاد درباره انتشار اخبار درگذشت آيت الله منتظري
>>> آیت الله شبيري زنجاني بر پيكر آيت الله العظمي منتظري نماز مي خواند
>>> پیام تسلیت جنبش مسلمانان مبارز
>>> پیام تسلیت خانواده آیت الله بهشتی
>>> دو نماینده هاشمی رفسنجانی در تشییع آیتالله منتظری شرکت می کنند
>>> آیت الله دستغیب درگذشت آیت الله العظمی منتظری را تسلیت گفت
>>> استقرار تیمی از وزارت اطلاعات در چاپخانه روزنامه ها
>>> دراویش گنابادی در گذشت آیت الله العظمی منتظری را تسلیت گفتند
>>> دعوت 9 تشکل سیاسی و دانشجویی برای شرکت در تشییع پیکر آیت الله منتظری
>>> سید حسن خمینی ، رحلت آیت الله العظمی منتظری را تسلیت گفت
>>> شیرین عبادی خطاب به آیت الله العظمی منتظری: تو پدر “حقوق بشر” در ایران هستی
>>> تماس تهديد آميز وزارت اطلاعات:در مراسم “آيت الله العظمي منتظري” شركت نكنيد
>>> پیام تسلیت آیت الله طاهری اصفهانی
>>> پیام اکبر گنجی
۱- احتمالا دوستان تا الان متوجه شده اند که حدود دو هفته است حکم جلبی برای من صادر شده است و بنده سرگردان و آواره، هر روز کوله بار حقیر خود را در شهری و روستایی در کنار دوستی پهن می کنم. این مرز پرگهر گویا هنوز هم برای ما جایی دارد که در این دو هفته هنوز موفق به دستگیری ام نشده اند.
وقتی برای اولین بار خبر صدور حکم جلب ام را شنیدم، تقریبا تمامی دوستان متفق القول بودند که این مساله یا ربطی دارد به اجرای حکم ۱۶ ماه حبس ام یا مربوط به است به تکاپوی نهادهای امنیتی برای جلوگیری از برگزاری مراسم ۱۶ آذر در رشت. اما طبیعتا هر دو فرض منتفی است، زیرا:
الف- برای آن که دادگستری حکمی را اجرا کند، نامه ای مبنی بر اجرای حکم به آدرس شخص می فرستد و شخص موظف است تا مدت زمان معینی - معولا ۴۸ یا ۷۲ ساعت پس از رویت نامه - خود را به واحد اجرای احکام دادگستری معرفی کند. در غیر این صورت و در صورت عدم مراجعه، حکم جلب صادر می شود. درباره من این پروسه اتفاق نیفتاد.
ب- بنده و دوستانم، در مقابل حجم عظیم فعالیت های یاوران جنبش سبز عملا هیچ فعالیتی نداشتیم. دلیل آن هم چیزی نبود جز تهدیدهای مکرر.(نمونه ای از عداوت های دوستان) یعنی عملا هر نوع حضور و بروز در صحنه بلاشک برابر بود با بازداشت های طولانی. بنده حتی به دلیل امضای دو بیانیه احضار شدم. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. طبیعتا فعالیت در جنبش سبز هم نمی تواند دلیلی برای صدور حکم جلب باشد، چون عملا هیچ فعالیتی در کار نبوده است.حتی برای نشان دادن حسن نیت، در مقطعی آرشیو وبلاگم را هم به طور کلی حذف کردم. اما گویا افاقه نکرد.
متاسفانه هنوز نهادهای امنیتی و اولیای امور بر این نکته ساده واقف نشده اند که جنبش سبز وابستگی به هیچ شخص و جریان خاصی - حتی موسوی و کروبی - ندارد که اگر این طور بود با این حجم گسترده بازداشت ها تاکنون باید نه از تاک نشانی می ماند و نه از تاک نشان.
این ها همه را گفتم به یک دلیل:به هر حال دیر یا زود باید به این در به دری و آوارگی پایان دهم و به منزل برگردم. ما نه پول نفت داریم و نه بودجه محرمانه که بتواند به طور نامحدود خرج ما را تامین کند. طبیعتا وقتی بر می گردم، احتمال بازداشت من هم کم نیست. پس باید به چند نکته اشاره کنم:
بنده، آرش بهمنی، عضو سازمان ادوار تحیکم وحدت و رییس شورای مرکزی شعبه گیلان این تشکل و همچنین عضو انجمن دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال ایران هستم. به ادواری بودنم و به لیبرال بودنم افتخار می کنم و معتقدم این دو تشکل هر دو در چارچوب قانون برای برقراری آزادی، دموکراسی و ... در ایران فعالت می کنند و تمامی فعالیت های آن ها مورد تایید من است. با تمامی این دوستان در راه رسیدن حکومتی دموکراتیک شریک جرم هستم.
معتقدم در انتخابات دهم ریاست جمهوری تقلب شده است و آقای احمدی نژاد،رییس جمهور واقعی ایران نیست. بازداشت ها و احکام صادره پس از انتخابات را غیرقانونی می دانم. معتقدم بسیاری از سران حکومتی باید به دلیل جنایاتی که در خیابان ها و بازداشت گاه ها رخ داده، محاکمه شوند.
خود ودوستانم هیچ گونه فعالیت خارج از چارچوب قانونی نداشته ایم. هیچ کار خلافی انجام نداده ایم. بنده به عنوان یک روزنامه نگار مواضعم را به طور شفاف در نوشته هایم بیان کرده ام. جز این وبلاگ و وبلاگ دیگرم - لیبرال دموکراسی - هیچ وبلاگ دیگری ندارم و در به راه اندازی هیچ وبلاگی هم نقش نداشته ام. از هیچ دولت خارجی پول دریافت نکرده ام و با هیچ فرد خارجی دیداری برای جاسوسی و اغتشاش و ... نداشته ام.
این ها همه نظرات من پیش از رفتن به زندان است که در کمال صحت و سلامت بیان کردده ام. اگر روزی بر اثر "جمع بندی" در زندان حرف دیگری از من شنیدید یا ازبنده نقل شد، بدانید که حرف من نیست.
۲- نوشتن دور جدید "تذکره شب جمعه" بسیار شخصی و طولانی شد. فقط به یک نکته دیگر خواستم اشاره کنم. عبدالله مومنی عزیز،در زندان دچارنوعی بیماری پوستی شده است که پزشک زندان اوین نیز معتقد است برای معالجه باید به خارج از زندان مراجعه کند، اما هنوز خبری از آزادی وی نیست. این را بگذارید در کنار ناراحتی کلیه عبدالله تا ببینید او چه می کشد این روزها...

